
شنیدم قصابئ محلتونو دزد برده اس دادم ببینم جــیگــ ـر منو نبردن
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
من بی بهانه و هوسی عاشقت شدم !
با هر تپیدن و نفسی عاشقت شدم !
حالا من و خیال تو هر شب نشسته ایم
یک شهر شاهدند بسی عاشقت شدم!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هر چند که نیستی به یادت هستم
من چشم به ره در انتظارت هستم
من بی تو وجود خویش را نشناسم
چون آینه محتاج نگاهت هستم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
چه خوشبختم من
که دستان من
بوی تو می دهد هنوز...!!
برچسب:
نویسنده: علیرضا