خرید بک لینک

bia2mob.net

آنکه مست آمد و دستى به دل ما زد و رفت ، دراین خانه ندانم به چه سودا زد و رفت ،

خواست تنهایى ما را به رخ ما بکشد تنه اى بر در این خانه تنها زد و رفت*

*


*

*

*

از گلچین امیدهایت چتری برایم بفرست که خیس دلتنگیت نباشم!

*

*

*

وقتی لشکر ثانیه ها از روی اجسادم میگذرند زمان لحظه ای برای تاسف نمی ایستد*

*

*

*

هنوز هم نمی دانم اینجا چه فصلی است !

که من کال مانده ام و به تو نمیرسم !!

*

*

*

دل کندن اگر آسان بود فرهاد کوه نمیکند! دل میکند**!

برچسب: نویسنده: علیرضا تاريخ: شنبه 25 شهريور 1391 ساعت: 15:03

صفحه بندی