
یاد سهراب بخیر،آن سپهرى كه تا لحظه خاموشى گفت: تو مرا یاد كنى یا نكنى ، من به یادت هستم. آرزویم همه سرسبزى توست!
.
.
.
کاش میشدشوخی شوخی به چشام نگاه کنی ، تا بفهمی جدی جدی چقد دوست دارم.
.
.
.
گداشدن به در خانه ی دوست ، قصه ی دیدن اوست و گرنه نان شب را هرگدایی دارد!
.
.
.
شمال ، جنوب ، شرق ، یا غرب فرقی نداره ، من تو را به هر جهت دوست دارم.
.
.
.
بوی مهربانی میآید
کجا ایستاده ای ؟ در مسیر باد !؟
.
.
.
دلبری٬ با دلبری دل از کفم دزدید و رفت
هرچه کردم ناله از دل٬ سنگدل نشنید و رفت
گفتمش: ای دلربا دلبر٬ ز دل بردن چه سود؟
از ته دل٬ بر من دیوانه دل خندید و رفت
برچسب:
نویسنده: علیرضا