خرید بک لینک

bia2mob.net

 

سلام گل قشنگم، آسمون یه رنگم / کاش بودی عزیزم، چقدر برات دلتنگم

 

از غم هجران مکن ناله و فریاد که دوش / زده ام فالی، فریاد رسی می آید

 

چشم به راه توام، قفل شبم باز کن / ماه شبم شو دمی نغمه ی کن / بوسه ی باران تو باش، من عطش بی حساب / فاصله بردار، باز عاشقی آغاز کن

 

تو شبهای دل واپسی فکر نکنی که بی کسی / حتی تو اوج غربتم واسه خودم همه کسی

 

سلام گل قشنگم، آسمون یه رنگم / کاش بودی عزیزم، چقدر برات دلتنگم

 

از غم هجران مکن ناله و فریاد که دوش / زده ام فالی، فریاد رسی می آید

 

در غروب تلخ فردا، در سرود سرد پاییز، در تمام این خاطره ها، وجودم سرشار از حس توست

 

خواهم که در این غمکده آرام بمیرم / گمنام سفر کرده و گمنام بمیرم / خواهم ز خدایم که به دلخواه بمیرم / یعنی تو را ببینم و آنگاه بمیرم

 

دلم میسوزد از باغی که می خشکد ز بی آبی /  نه دیداری، نه دلداری، نه دستی بر سر یاری،  / مرا آشفته میسازی چنین آشفته بازاری

 

تو مرا فریاد کن ای هم نفس / این منم اواره ی فریاد تو / این فضا بوی تو آغشته است / آسمانم پر شده از یاد تو

 

خوش تر از قالی کرمان غزلی ساخته ام / نخ به نخ زیر قدم های تو انداخته ام / من همان قالی پا خورده ی خاک آلودم / که زخم زیر  قدمهای تو انداخته ام

 

من اگر دفتر نفرین شده ی اندوهم / اگر از نسل گلی هرزه به روی کوهم / اگر از کل جهان وارث یک احساسم / تو همان آدمک چوبی پیمان شکنی که فقط لایق اتش زدنی


چشم به راه توام، قفل شبم باز کن / ماه شبم شو دمی نغمه ی سازاز کن / بوسه ی باران تو باش، من عطش بی حساب / فاصله بردار، باز عاشقی آغاز کن

 

قلب من اندازه ی مشت منه / مشتمو برای تو وا میکنم / چشم من اندازه ی پنجره هاست / تو رو بی پرده تماشا میکنم

برچسب: نویسنده: علیرضا تاريخ: شنبه 25 شهريور 1391 ساعت: 16:38

صفحه بندی