
قوانین علم را به هم زده ای!
نبودنت وزن دارد !
تهی ... اما .. سنگین!
قلب من ازصدای تو چه عاشقانه کوک شد
تمام پرسه های من کنار تو سلوک شد
عذاب میکشم ولی عذاب من گناه نیست
وقتی شکنجه گر تویی شکنجه اشتباه نیست
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هر چند که دور از عشق بازی هستیم
اما به رضای عشق راضی هستیم
بر فرض این مساله حل بشود
ثابت شده ما دو خط موازی هستیم .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مهم نیست
از کجا آمدهای
یا به کجا میروی؛
من تو را
به هر جهت
دوست دارم!
برچسب:
نویسنده: علیرضا
تاريخ: شنبه
25 شهريور
1391 ساعت: 16:38