
مثل آن مسجد بین راهی تنهایم...
هر کس هم که می آید مسافر است می شکند .....
.هم نمازش را، هم دلم را ...
و می رود
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بی همگان بسر شود
بی تو اصن بحثشو نکن!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بهار ...
و این همه دلتنگی؟!
نه ،
شاید فرشته ای
فصلها را به اشتباه
ورق زده باشد.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
از کدام سو دورم می زنی؟
می خواهم از همان سو ...
دورت بگردم!
برچسب:
نویسنده: علیرضا